ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندى برخوردار است و از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت شده و دعایى است که جبرئیل براى آن حضرت هنگامى که در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند آورد و کفعمى در«بلد الامین»و«مصباح»این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره کرده،از جمله اینکه هر که این دعا را در«ایام البیض»[روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم]ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده مىشود،هرچند به عدد دانههاى باران و برگهاى درختان و ریگهاى بیابان باشد.و خواندن آن براى شفاى بیمار و اداى دین و بىنیازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.و دعا این است:
برای دانلود فایل صوتی این دعا و همچنین متن و ترجمه آن به ادامه مطلب بروید
در این حالت معده دچار انقباض شدید می شود که این امر ضعف معده و بروز مشکلات گوارشی را در پی دارد.
اگر افطار را با آب سرد شروع کنید مانند آن است که روی یک ظرف چینی داغ آب سرد بریزید.مشابه همان بلایی که سر ظرف چینی می آید بر سر معده شما نیز خواهد آمد.
هم چنین به این دلیل که در ابتدای افطار کبد تمایل شدیدی به جذب غذا دارد، آب یخ مصرف شده توقف چندانی در معده نمی کند و بلافاصله وارد روده می شود که این مسئله می تواند باعث بروز رفلکس پاراسمپاتیک شدید و حتی سنکوپ و مرگ ناگهانی شود.
طبیعتاً به دلیل بالا بودن حرارت معده، استفاده از آب جوش یا نوشیدنی های داغ هم چندان مناسب نیست.
بنابراین همچنان که در احادیث آمده است، اگر می خواهید روزه خود را با آب باز کنید باید از آب جوشیده ولرم استفاده کنید. طبق این روایات، آب ولرم اخلاطی را که در طول روز در معده جمع شده است، می شوید.
پسری کوچک که از بد حادثه بر اثر یک اتفاق عجیب درست زمانی که میتوانست پا به پای بچههای محلهشان راه برود و بازی کند، ناگهان قدرت راه رفتن را از دست میدهد او مجبور میشود تمام مدت از پنجره خانهشان با حسرت به دویدن و بازی همسن و سالهاش نگاه کند... شاید نتوان حال این پسربچه پشت پنجره را فهمید ولی این تازه شروع دردسرهای این کودک شهرستانی دوستداشتنی است. رضا علاقه مند و عاشق و شیدای چیزی میشود که نباید... بله! عشق ورزیدن به موسیقی آن هم در یک خانواده سنتی در شهر بندرعباس. 18 سال گذشت و پسربچه داستان ما به هر خون دل خوردنی بود خودش را به جایی رسانده که کل پایتخت با آدمهای تحصیلکرده و ثروتمندش از گوشه و کنار جمع میشوند و به عنوان یک پز به دوستان خود با صدای بلند اعلام میکنند که من رفتم 2 ساعت کنسرت و رضا صادقی را از نزدیک دیدم... بله! رضا صادقی همان پسری است که اگر ما در شرایطش قرار داشتیم شاید حداکثر الان یک کار کوچک در بندرعباس داشتیم مثلا شاگرد یک واکسی بودیم یا حداکثر پیش پدرمان کار میکردیم و حقوقی بخور و نمیر داشتیم... به زمین و زمان هم فحش میدادیم که چرا نتوانستیم از بچگی راه برویم، چرا عاشق چیزی شدیم که نباید میشدیم، چرا هر چی امکانات و پول است در تهران و پیش بچهپولدارهاست و چرا خدا ما را دوست نداشته، ولی انگار هیچ کدوم از این سؤالها به ذهن رضا صادقی نرسیده و قرار گذاشته که روی دنیا را کم کند (قصد پیاده شدن هم ندارد) داستان رضا به نظر تا اینجای کار خیلی خوب بوده، با این پشتکار بعید به نظر نمیرسد که قلههای بزرگتری را هم فتح کند...
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ...